نامه نگاري
از ديرباز تاکنون ، از زمان اولين پديده نوشتاري تا عصر ديجيتالي بشر از نامه با شکلهاي مختلف براي بيان مقاصد خويش استفاده کرده است .
نياز آدمي به انتقال خواسته ها جهت تفهيم و تفاهم او را به نامه نگاري واداشته .
استفاده از اين ابزار در کنار ابزارهاي ديگر انتقال انديشه ، توانسته او را از يک انزواي فکري رها سازد و مقدمه ايجاد ارتباط با همنوع را فراهم سازد.
از گذشته هاي دور تاکنون ، از زمان چاپارها و بريدها تا خطوط پر سرعت اينترنتي ،نامه همچنان اهميت خود را به عنوان يک عنصر کارآمد حفظ کرده است .
از ارتباطات دوستانه و خانوادگي و عاطفي گرفته تا مکاتبات اداري و رسمي ،نامه هميشه در کنار ديگر ابزار ارتباط به بشر کمک کرده است به همين دليل است که نامه را مي توان کارآمدترين ابزار انتقال افکار و احساسات تلقي نمود .
اکنون به بيان و توضيح اقسام نامه ها ميپردازيم .
انواع نامه ها
الف ) نامه دوستانه ،خانوادگي ، خصوصي و شاعرانه احساسي
ب) نامه هاي رسمي و اداري
ج ) نامه هاي عاطفي
د) تلگرام ،تلکس ، تلفنگرام و …
ه ) نامه گويا ( وسيله اي براي بيان نظريات ، انديشه ها و عواطف )
6- نامه هاي اينترنتي
7- پيام کوتاه (SMS) – خرده نامه
نامه دوستانه و خانوادگي و خصوصي
مقصود از نامه هاي دوستانه و خصوصي ، نامه هايي است که افراد براي يکديگر مينويسند . موضوع اين گونه نامه ها ، مطالب خصوصي ،مسائل خانوادگي ، اخبار خويشاوندان از قبيل ذکر مسافرتها ،تولد يا وفات و بالاخره تمام وقايع خانوادگي و روابط دوستان و بستگان ، رد و بدل ميشود . اين گونه نامه نبايد خشک و رسمي باشد و بايد از هر گونه تعارف و تکلف و خودنمايي به دور بوده ، مظهر صفا و صداقت و صراحت باشد تا بر مهر و محبت بيفزايد نه اينکه کدورتي زايد
در نامه بايد مقدمه طولاني و پر گويي و بحثهاي بي مورد پرهيز داشت و وقت خواننده را بيهوده تلف نکرد و نيز نبايد نامه را چنان مختصر و تلگرافي نوشت که خواننده از فهم منظور عاجز ماند و يا حمل بر سردي و بي اعتنايي بکند .
نامه دوستانه و خصوصي ،نامه هايي است که افراد براي يکديگر مينويسند . موضوع اين گونه نامه ها ، مطالب خصوصي ، مسائل خانوادگي ، اخبار خويشاوندان از قبيل ذکر مسافرتها ، تولد يا وفات و بالاخره تمام وقايع خانوادگي و روابط دوستان با يکديگر است.
اين نامه ها معمولاً ميان دوستان و بستگان ،رد و بدل مي شود . اين گونه نامه نبايد خشک و رسمي باشد و بايد از هر گونه تعارف و تکلف و خودنمايي به دور بوده ، مظهر صفا و صداقت و صراحت باشد تا بر مهر و محبت بيفزايد نه اينکه کدورتي زايد .
در نامه بايد از مقدمه طولاني و پر گويي و بحثهاي بي مورد پرهيز داشت و وقت خواننده را بيهوده تلف نکرد و نيز نبايد نامه را چنان مختصر و تلگرافي را نوشت که خواننده از فهم منظور عاجز ماند و يا حمل بر سردي و بي اعتنايي بکند .
در نگارش اين نوع نامه ها به نکات ذيل بايد توجه کرد :
1- عنوان و آغاز نامه
نامه دوستانه ، با توجه به گيرنده آن ، خود شکلهاي متفاوتي دارد :
الف ) نامه افراد خانواده به يکديگر
ب) نامه دو دوست به يکديگر
ج) نامه به کساني که شخصيت اجتماعي يا سني برتر نسبت به ما دارند، مانند : معلم ، دبير ، رئيس و …
د) نامه شاعرانه احساسي
- در اين گونه نامه ها ،عنوان و کلمه ها و جمله هاي نامه بايد با شخصيت گيرنده آن تناسب داشته باشد .
- براي پدر و مادر بهتر است که عنوان نامه يکي از صفات « ارجمند ، ارجمندم ، گرامي ام ،فداکار ، فداکارم و … » همراه باشد .
- براي برادر يا خواهر ،عمه ، عمو ، خاله ،دايي و بستگان درجه 2 ميتوانيم يکي از صفات « مهربان ، گرامي ، عزيز و … ) و مانند اينها رابه کار ببريم .
- براي فرزند صفات « گرامي ،عزيز و … » را با « فرزند ،پسر و دختر و نور چشم و … » همراه ميآورند .
- براي دوستان ، بسته به ميزان ارتباط و صميميت و فداکاري گيرنده نامه نسبت به نويسنده ميتوانيم يکي ازصفات « گرامي ، محبوب ، عزيز ، عزيزتر از جان ، فداکار ، مهربان ، بزرگوار ، با وفا و … » به کار ببريم .
- براي کساني که از لحاظ اجتماعي يا سني براي آنان احترام قايل باشيم، اما با ما نسبت خانوادگي يا دوستي نداشته باشند ، يکي از صفات « محترم ، بزرگوار ، گرامي و عزيز » مناسب است . براي شخصيتهاي بزرگ
ديني معمولاً لقب « حضرت آيت الله » و « جناب حجه الاسلام » و اگر مرجع تقليد باشند « حضرت آيت الله العظمي » به کار برده ميشود.
2- سبک نگارش نامه
در قديم دو روش براي نامه نگاري وجود داشت : يکي روش اديبان بود که اغلب نامه خود را با نثري مسجمع و آهنگين و ادبي آغاز ميکردند . سراسر نامه پر بود از ظرايف و نکات ادبي و گاهي ابياتي را نيز چاشني کلام ميساختند و ديگر روش معمول ميان مردم عادي بود ،بدين صورت که پيش از مطالب اصلي ، مقدمه اي به صورت قالبي و تکراري در تمام نامه هاي دوستانه مينوشتند و پس از آن ، با جمله « باري ، عرض مي شود که … » موضوع اصلي نامه را آغاز ميکردند که معمولاً بيش از چند جمله نبود . پس از آن هم از دورترين فرد خانواده تا نزديکترين آنان ، به يکي يکي سلام مي رسانيدند . اگر صد نامه را کنار هم ميگذاشتند بيشتر آنها به يک شکل نوشته شده بود ، اما امروزه اين روش به هيچ وجه پسنديده نيست .
لازم نيست که نامه ها را به شکل معين بنويسيم ، اگر بتوانيم هر نامهاي را به صورتي خاص بنويسيم چنان که هر يک از آنها شکلي ويژه داشته باشد ، بسيار دلپذيرتر خواهد بود و توجه قلبي ما به گيرنده نشان مي دهد . به هر حال آغاز هر نامه بايد به پرسش از حال گيرنده نامه اختصاص يابد .
3- رعايت احترام و ادب
جمله هاي نامه بايد نشان دهنده احساسات ما نسبت به گيرنده نامه باشد . اگر آن شخص پدر يا مادر و يا فردي از بستگان باشد که از ما بزرگتر است ،بايد جمله ها نمودار احترام باشد و اگر براي يک دوست نوشته ميشود ،بايد بوي صميميت و اخلاص و محبت از يکايک جمله هاي آن به مشام برسد . اگر به برادر و خواهر کوچکتر از خود و يا به زيردستان ، نامه بنويسيم شايسته است که دلبستگي و توجه خود را به آنان نشان دهيم . ديگر مطالب نامه هر چه ساده تر ، روشن تر و زيباتر باشد ، بهتر است . هرگز کلمه اي را در نامه به کار نبريد که توهين آميز باشد ،زيرا هر نامه اي نشان دهنده شخصيت نويسنده آن است . حتي اگر از کسي رنجيده باشيد ، مي توانيد دليل رنجش خود را با جمله هاي ملايم و آميخته با حسن نيت بيان کنيد ، نيازي نيست که تحقير آميز يا با توهين سخن بگوييد . به کار بردن ضمير «تو» و فعل مفرد در نامه هاي رسمي و خانوادگي درست نيست ،اين کار فقط در نامه براي کساني که با آن دوستي خصوصي و نزديک داريم اشکالي ندارد .
4- رعايت قوانين نگارش
رعايت قوانين درست نوشتن ،پاراگراف بندي و نشانه گذاري در نامه هم مانند هر نوشته ديگري لازم است . در نوشتن نامه نيز مانند هر نوشته ديگري ،بايد ابتدا مطالب را به صورت پيش نويس بنويسيم و پس از اصلاحات لازم آن را پاکنويس کنيم . پاکنويس نامه بهتر است با رنگ سياه يا آبي باشد ، نوشتن با رنگ سرخ يا با مداد ، درست نيست
5- پايانِ نامه
پس از پايان يافتن نامه زير آخرين سطر آن در سمت چپ ، نام خود را بنويسيد و امضاء کنيد . اگر بخواهيد ، ميتوانيد پيش از نام خود ، کلمه يا کلمه هايي را که نشان دهنده احترام يا محبت شما باشد متناسب با شخصيت گيرنده نامه بنويسيد ،مانند : « با سپاس ، ارادتمند ، دوستدار شما ،برادر شما ،فرزند شما ، شاگرد شما و … » در کشورهاي ديگر رسم چنين است که نويسنده نام خود را در سمت راست پايين نامه مي نويسد و نامه را امضاء مي کند .
نمونه اي از نامه هاي ياد شده :
ليزت عزيزم :
بايد بگويم که تو يک دوست هستي . بگذار بيشتر توضيح بدهم ، زيرا اگر چه من دريافته ام که در رفاقت بين دو انسان ، با شکوهترين و والاترين روابط يافت مي شود ،اما تو بودي که اين انديشه را به زيباترين و سرشارترين صورت ممکن ،واقعيت بخشيدي . تا که من بيش از اين درگير تصورات نباشم . و به يقين و با احساس بدانم که دوست چيست . سپاست نمي گويم ، چرا که تنها خود تو را اين توان هست که شکرگزار خود باشي به شادماني بودن خويش ، آنچنان که هميشه بوده اي . چه شکوهمند است داشتن يک دوست ، اما با شکوهتر ، دوست کسي بودن است .
« ريچارد واگنر »
« دوست همسايه ي دل آدمي است » برگردان : دکتر مهدي مقصودي ، نشر گل آفتاب ، چاپ دوم : بهار 11380 مشهد.
هميشه دير ميآيي
خسته اي ، ميدانم . ولي من هم تواني دارم نه ، مثل لولاي دري شده ام که به صدا درآمده است . عزيز ، نوشتن را از خود تو ياد گرفتهام . مي گويي گاه آدم مي تواند صادقانه ترين حرفهايش را ،روي کاغذ بنويسد ،که وقتي صادقانه نوشته شد ،حقيقي تر است . خوب من کم نوشتم : چرا دير ميآيي ؟ سهم من از زندگي چيست ؟ آيا پنجره اي است که وقتي از اداره بر ميگردم ، بايد از آن به آسمان و شهر پر از چراغ و خيابان نگاه کنم ، به کوچه نگاه کنم و گوش به زنگ آمدنت لحظه ها را تاب بياورم ؟
دلم ميخواهد به رسم تو سئوال کنم : آيا شکيبايي چيزي جداي از انتظار آدمي است ؟ اين را در اين مدت نان آوري تلخ فهميدم . گمان نمي بردم شکيبايي درمان انتظار باشد . شکيبايي خيالي است که ما براي رهايي از رنج انتظار و نااميدي ، آن را ابداع کرده ايم .
تو را به آسمان و ماه که دوست داري ، بگو چرا اينقدر دير به خانه ميآيي ؟
آگني
مي آيم ، مي آيم
مهربانم ،مي آيم ، ميآيم . اول بگذار ذوقم را بنويسم . ذوق دريافتن حقيقتي که در درون تو موج ميزند . اما تعجب نمي کنم کهبه اين پختگي درباره ي جهان و انسان فکر ميکني . چه خوب گفتي که شکيبايي ابداع آدمي براي رهايي از رنج انتظار است ولي خوب که نگاه مي کني ،دنياي ما را همين ابداعات بشري پر کرده و معنا داده است
به عکس روي ميز آشپزخانه نگاه کن ! در اين عکس تو به دوربين خيره شده اي و انگار در انتظار چيزي هستي ، سالهاست . آيا اين عين شکيبايي نيست ؟ چرا . دليل ماندگاري عکس هاي راستين ، شکيبايي آنهاست . عکس هاي فوري به اين دليل زود ميميرند که زود ميآيند و توان شکيبيدن را از دست داده اند .
آگني ! در رفتن ها و حتي آمدن ها هم نوعي شکيبايي هست که ما را به يکديگر ميرساند . هرگز هيچ مسافري به مقصد نخواهد رسيد مگر اين ابتداع شگرف را با تمام وجودش دريافته باشد . خوب ما هر دومان درون اين ابداع زندگي ميکنيم . اين روزها هم ميگذرد ، دور نيست ، آن روز که چشم هاي تو از درون همين عکس قديمي شکوفه بدهد ، دور نيست .
با اين حال نمي خواهم براي خودمان وعده هاي آسماني بتراشم ، به خدا هميشه ميخواهم زود ، خيلي زودتر از خواب پنجره ها و غروب به خانه برگردم .
وقتي در را پشت سرم رو به خواب هاي نگران تو ميبندم ،خانه را با خودم ميبرم ،تو را و چشم هاي مهربانت را ،شکيبايي ات را و رنج انتظارت را .
اما عزيز ، اگر نروم ، ديگر نمي توانم برگردم . تو اين را خوب ميداني ! ما ميرويم تا برگرديم و من براي روياي تو پيش از آفتاب ، از خانه بيرون مي روم و شبانه ي تاريک بر مي گردم.
در انتهاي هر رفتن آمدني هست ، همچنان که در انتهاي هر آمدن رفتني . براي همين است که درها باز و بسته مي شوند .
مهربانم آگني ! تنها من نيستم که دير به خانه ميآيم ،گاهي پرنده ها هم دير به لانه بر ميگردند . اين روزها دير آمدن ، بهتر از نيامدن ، بهتر از سر به زير آمدن است عزيز!
دير وقت ، کنار معصوميت اين يکشنبه ي عزيز
هيوا مسيح ، کتاب « ما عشق را از بهشت به زمين آورده ايم » نشر قصيده چاپ اول : 1379
بانوي بزرگوار من !
چرا قضات هاي ديگران در باب رفتار ، کردار ، و گفتار ما ، تو را تا اين حد مضطرب و افسرده ميکند ؟
چرا دائماً نگراني که مبادا از ما عملي سر بزند که داوري منفي ديگران را از پي بياورد ؟
راستي اين « ديگران » که گهگاه اينقدر تو را آسيمه سر و دلگير ميکنند ،چه کساني هستند ؟
آيا ايشان را به درستي ميشناسي و به دادخواهي و سلامت روح ايشان ، ايمان داري ؟
عيب اين است که از دشنام کساني ميترسي که نان از قبل تهديد و باج خواهي و هرزه دهاني خويش ميخورند ـ و سيه روزگارانند ،به ناگريز …
عجيب اين است که تو دلت مي خواهد نه فقط روشنفکران و مردم عادي ، بل شبه روشنفکران و شبه آدمها نيز ما و زندگي ما را تحسين کنند و بر آن هيچ زخم و ضربهاي نزنند …
تو دلت ميخواهد که حتي مخالفان راه و نگاه و انديشه و آرمان ما نيز ما را خالصانه بستايند و دوست بدارند …
اين ممکن نيست ، نيست ،نيست ،عزيز من ؛ اين ـ ممکن ـ نيست . در شرايطي که امکان وصول به قضاوتي عادلانه براي همه کس وجود ندارد ،اين مطلقاً مهم نيست که ديگران ما را چگونه ميکنند ؛ بلکه مهم اين است که ما در خلوتي سرشار از صداقت ، و در نهايت قلب مان ، خويشتن را چگونه داوري ميکنيم …
عزيز من !
بيا به جاي اينکه يک خبر کوتاه که در يک روزنامه ي امروز هست و فردا نيست ، اينگونه بر آشفته ات کند ،بيمناک و برآشفته از آن باش که ما ،نزد خويشتن خويش ،از عملي ،حرفي ، و حرکتي ،مختصري خجل باشيم . اين را که پيش از ما بسيارگفته اند ، باور کن :
هر کس که کاري ميکند ،هرقدر هم کوچک ، در معرض خشم کساني ست که کاري نميکنند .
هر کس که چيزي را ميسازد ـ حتي لانه ي فرو ريخته يک جفت قمري را ـ منفور همه ي کساني است که اهل ساختن نيستند .
و هر کس که چيزي را تغيير ميدهد ـ فقط به قدر جابجا کردن يک گلدان ، که گياه درون آن ،ممکن است در سايه بپوسد و بميرد ـ بايد در انتظار سنگباران همه ي کساني باشد که عاشق توقف اند و ايستايي و سکون .
… و بيش از اينها انسان حتي اگر «حضور » داشته باشد ، و بر اين حضور ، مصر باشد ،تير تنگ نظري هاي کساني که عدم حضور خود را احساس ميکنند ، و تربيت ، ايشان را اسير رذالت ساخته ، به او ميخورد …
از قديم گفته اند ، و خوب هم ، که : عظيم ترين دروازه هاي ابر شهرهاي جهان را ميتوان بست ؛ اما دهان حقير آن موجودي را که نتوانسته نيروهايش را در راستاي توليد مفيد يا در خدمت به ملت ، ميهن ،فرهنگ ، و آرمان به کار ـ گيرد ، حتي براي لحظه اي نمي توان بست .
آيا ميداني با ساز همگان رقصيدن ، و آنگونه پاي کوبيدن و گل افشاندن که همگان را خوش آيد و تحسين همگان را بر انگيزد ،از ما چه چيز خواهد ساخت ؟ عميقا يک دلقيک ؛ درباري دردمند دل آزرده ، که بر دار رفتار خويش آونگ است ـ تا آخرين لحظه هاي حيات .
عزيز من !
يادت باشد اضطراب تو ، همه ي چيزي ست که تنگ نظران ،آرزومند آنند . آنها چيزي جز اين نميخواهند که ظل کينه و نفرت شان بر ديوار کوتاه کلبه ي روشن ما بيفتد و رنگ همه چيز را مختصري کدر کند .
رهايشان کن عزيز من ، به خدا بسپارشان ، و به طبيعت …
تو خوب مي داني که اضطراب و دل ناگراني ات چگونه لرزشي به زانوان من مي اندازد ، و چگونه مرا از در افتادن با هر آنچه که من و تو ،هر دو نادرستش ميدانيم ، باز ميدارد.
بانوي من !
دمي به ياد آن دلاوراني باش که در برابر خود ،رو در روي خود ،فقط چند قدم جلوتر ، بدکينه ترين دشمنان را دارند .
آيا آنها حق است که از قضاوت دشمنان خود بترسند ؟
بگو : « ما تا زماني که مي کوشيم خود را خالصانه و عادلانه قضاوت کنيم ،از قضاوت ديگران نخواهيم ترسيد و نخواهيم رنجيد » …
« چهل نامه ي کوتاه به همسرم ،نادر ابراهيمي » انتشارات روز بهان ، چاپ دهم : 1383 .
« نامه به آيدا ـ 29 / شهريور / 1342 »
« آيدا نازنين خوب خودم » .
ساعت چهار يا چهار و نيم است . هوا دارد شيري رنگ ميشود . خوابم گرفته است اما به علت گرفتاريهاي فوق العاده اي که دارم نمي توانم بخوابم . بايد « کار » کنم . کاري که متاسفانه براي خوشبختي من و تو نيست . براي آن است که ديگر ـ به قول خودت ـ چيزي از احمد براي تو باقي نگذارند .
اما … بگذار باشد . اينها هم تمام ميشود . بالاخره « فردا » مال ما است . مال من و تو با هم . مال آيدا و احمد با هم …
بالاخره خواهد آمد ، آن شب هايي که تا صبح در کنار تو بيدار بمانم ، سرت را روي سينه ام بگذارم و به تو بگويم که در کنارت چه قدر خوشبخت هستم .
چه قدر تو را دوست دارم ! چه قدر به نفس تو در کنارم احتياج دارم ! چه قدر حرف دارم که با تو بگويم ! اما افسوس ! همه حرفهاي ما اين شده است که تو به من بگوئي « امروز خسته هستي » يا « چه عجب که امروز شادي ! » و من به تو بگويم که :« ديگر کي ميتوانم ببينمت ؟ » و يا :
من بگويم : « ديوانه ي زنجيري حالا چند دقيقه ي ديگر هم بنشين ! » .
و همين ! ـ همين و همين !
تمام آن حرف ها شعرها و سرودهائي که در روح من زبانه ميکشد تبديل به همين حرف ها و ديدارهاي مضحکي شده که مرا به وحشت مياندازد : وحشت از اينکه ، رفته رفته ، تو از اين ديدارها و حرف ها و ، سرانجام از عشقي که محيط خودش را پيدا نميکند تا پر وبالي بزند گرفتار نفرت و کسالت و اندوه بشوي .
اين موقع شب { يا بهتر بگويم : سحر } از تصور چنين فاجعه ئي به خود لرزيدم . کارم را کنار گذاشتم که اين چند سطر را برايت بنويسم :
آيداي من : اين پرنده ، در اين قفس تنگ نميخواند . اگر مي بيني خفه و لال و خاموش است ، به اين جهت است … بگذار فضا و محيط خودش را پيدا کند تا ببيني چه گونه در تاريک ترين شب ها آفتابي ترين روزها را خواهد ـ سرود .
به من بنويس تا هردم و هرلحظه بتوانم آن را بشنوم :
به من بنويس تا يقين داشته باشم که تو هم مثل من در انتظار آن شب هاي سفيدي.
به من بنويس که ميداني اين سکوت و ابتذال زائيده ي زندگي در اين زنداني است که مال ما نيست ، که خانه ي ما نيست ،که شايسته ي ما نيست .
به من بنويس که تو هم در انتظار سحري هستي که پرنده ي عشق ما در آن آواز خواهد خواند .
احمد تو »
« شناختنامه ي احمد شاملو ، جواد مجابي » انتشارات قطره ، چاپ دوم ،پاييز 1377 .
8 ژوبيه 1914
تو موهبت ادراک را داري ، ماري محبوبم . تو همچون روح اعظم هستي که به انسان نزديک ميشود ،نه تنها براي تقسيم روزهاي خود با او ،که براي کاري بس شگرف تر . از زماني که اين موضوع را دانسته ام ، معجزه ي اين موهبت تو روزها و شب هاي مرا به سوي کمال دگرگون کرده است .
هميشه فکر ميکردم اگر کسي ما را درک کند ، اين ادراک منجر به بردگي ما خواهد شد ـ بايد به بهاي درک شدنمان ، هر چيزي را بپذيريم . با اين وجود ، ادراک تو ، صلح و آزادي اي ژرف تر از آنچه تاکنون تجربه کرده ام به من بخشيده . در آن دو ساعت ملاقات ما با هم ، تو نقطه اي تاريک که در قلب من کشف کردي ؛ از سينه ام بيرونش کشيدي ، لمسش کردي ،و براي هميشه ناپديد شد ـ و زنجيرهايي که مرا به بند ميکشيدند ، شکسته شدند .
3 سپتامبر 1920
توان زندگي ، به چگونه نگريستن ما به زندگي بسته است .
نقاشاني هستند که قصد دارند زيبايي ظرف انگوري را بيابند که بر روي ميز مي بينند و مي کوشند آن را با تمامي طراوتش ، رنگش ،درخشش و شکلش نقش کنند . و ما ،زماني که به تابلو حاصل اين تلاش مينگريم ، بايد به تاکستان هامان بينديشيم ، که چگونه ميرويند ، که چگونه چيده ميشوند . به ميخانه اي بينديشيم که باده ي اين انگور در آن فروخته مي شود ، به همان هايي بينديشيم که آن را ميچشند ؛ و درک کنيم که هر يک از اينها از مکاني متفاوت آمده اند ، و با اين وجود همه در يک ظرف هستند . ببينيم که اين بشقاب چيني است ، و هر آنچه را که درباره ي چين آموختهايم ، به ياد آوريم . سپس چشمهامان ميز را ميبينند ،همان ميزي که بشقاب روي آن است ، و به چوبي بينديشيم که ميز از آن ساخته شده ، به درختي که چوب از آن جدا شده ، به کسي که چوب را بريده ، و به مکان زندگي چوب بُر و خانواده اش .
اينگونه نگريستن به هر چيز ،تخيل را بارور ميکند ، و براي دست يافتن به جهاني غني تر ميکوشيم .
کودکان بايد اينگونه انديشيدن را بياموزند .
« برنامههاي عاشقانه ي يک پيامبر ، چون خليل جبران » انتشارات کاروان ، چاپ هفتم : 1383
سلام !
حال همه ي ما خوب است
ملالي نيست جز گم شدن گاه به گاه خيالي دور
که مردم به آن شادماني بي سبب ميگويند
با اين همه … عمري اگر باقي بود
طوري از کنار زندگي ميگذرم
که نه زانوي آهوي بي جفت بلرزد و
نه اين دل ناماندگار بي درمان !
تا يادم نرفته است بنويسم
حوالي خوابهاي ما سال پر باراني بود
ميدانم هميشه حياط آنجا پر از هواي تازه ي باز نيامدن است
اما تو لااقل ، حتي هر وحله ، گاهي ، هرازگاهي
ببين انعکاس تبسم رويا
شبيه شمايل شقايق نيست !
راستي خبرت بدهم
خواب ديده ام خانه اي خريده ام
بي پرده ،بي پنجره ، بي در ، بي ديوار … هي بخند !
بي پرده بگويمت
چيزي نمانده است ، من چهل ساله خواهم شد
فردابه فال نيک خواهم گرفت .
دارد همين لحظه
يک فوج کبوتر سفيد
از فراز کوچه ي ما ميگذرد
باد بوي نام هاي کسان من ميدهد .
يادت ميآيد رفته بودي
خبر از آرامش آسمان بياوري !؟
نه … ري را جان !
نامه ام بايد کوتاه باشد
ساده باشد
بي حرفي از ابهام و آينه .
از نو برايت مينويسم
حال همه ي ما خوب است
اما تو باور مکن !
نامه هاي عاطفي
اگر چه اين گونه نامه ها اغرب به سازمان خاصي مربوط نميشوند ف به دليل شکل خاصي که دارند ، از نوع نامه هاي رسمي شمرده مي شوند .
نامه عاطفي بايد کوتاه و صريح اما محترمانه نوشته شود.
نامه هاي عاطفي عبارتند از :
1. تبريک :
به نامه اي کوتاه گفته مي شود که شادماني نويسنده آن را در مورد رويداد شادي بخش ـ که براي گيرنده نامه پيش آمده باشد ـ بيان کند و نيز آرزوي نويسنده را براي ادامه آن شادماني و تندرستي و نيکبختي گيرنده تبريک در برداشته باشد .
عنوان تبريک با عنوان نامه هاي دوستانه و خانوادگي يکسان است اما متن تبريک ، به تناسب موضوع و مورد آن ، شکل خاصي دارد . تبريک براي عيد نوروز ، اعياد مذهبي ، ارتقاي درجه يا مقام ، قبولي در امتحان ، عروسي ، جشن تولد و پيروزي در يک کار ، گفته يا نوشته مي شود .
هدف از نوشتن تبريک در هر موردي مشخص است ، اما هر کس بنا به سليقه خود ميتواند منظور خود را با جمله هايي که ميپسندد بازگويد و روش خاصي را در بيان منظور خود به کار گيرد .
براي پاسخ داده به تبريک ميتوانيم با افزودن کلمه هايي : « با سپاس از تبريک و اظهار لطف شما » عين جمله هاي مذکور را به کار ببريم .
فرستادن کارت هاي چاپ شده تبريک اشکالي ندارد ، اما براي دوستان نزديک و صميمي بهتر است که تبريک را با دست خود بنويسيم و اگر هم کارت چاپي برايشان بفرستيم ، بهتر است که جمله اي را با خط خود بر متن چاپي بيفزاييم .
2. تسليت :
نامه تسليت براي نشان دادن همدردي و نيز براي کاستن از اندوه کسي نوشته ميشود که به مصيبتي گرفتار شده باشد .
عنوان نامه تسليت با انواع ديگر نامه ها تفاوتي ندارد . متن نامه شکل معيني ندارد و به سليقه نويسنده آن بستگي دارد .
اگر تسليت به صورت آگهي در روزنامه چاپ شود ، بهتر است که تا حد ممکن کوتاه باشد ، اگر مايل باشيم ، ميتوانيم در متن تسليت به آيه اناالله و انااليه راجعون و يا امثال آن اشاره کنيم .
3. دعوتنامه :
دعوتنامه ، نامه کوتاهي است که بدان وسيله شخص يا کساني را محترمانه به جشن يا مراسم خاصي دعوت ميکنند . براي اين منظور متنهاي چاپي آماده وجود دارد که بر حسب سليقه افراد انتخاب ميشود .
براي هر نوع دعوتي بايد جمله هاي کوتاه و روشن به کار برد . در ايران علاوه بر دعوت کتبي ، دعوت تلفني و شفاهي نيز مرسوم است .
اگر دعوت کسي را بپذيريم نيازي به پاسخ کتبي نيست ولي اگر به دليلي نتوانيم دعوت را بپذيريم ، بايد محترمانه و کتبي معذرت بخواهيم .
توجه داشته باشيد که تمامي دعوتها بايد نشاني محل برگزاري مراسم را دقيقاً بنويسيم تا مهمانها براي يافتن محل به مشکلي دچار نشوند .
تلگرام ، تلکس ، تلفنگرام و …گر دعوت کسي را بپذيريم نيازي به پاسخ کتبي نيست ولي اگر به دليلي نتوانيم دعوت را بپذيريم ، بايد محترمانه و کتبي معذرت بخواهيم .
توجه داشته باشيد که تمامي دعوتها بايد نشاني محل برگزاري مراسم را دقيقاً بنويسيم تا مهمانها براي يافتن محل به مشکلي دچار نشوند .
تلگرام ، تلکس ، تلفنگرام و …
1. تلگرام :
نوعي پيام بسيار کوتاه است که در مواقع اضطراري مورد استفاده قرار ميگيرد و پس از تلفن و تلکس ، سريعترين وسيله براي فرستادن پيام است . براي نوشتن تلگرام بايد تا حدي که ممکن باشد کلمه هاي غير ضروري را حذف کنيم ، زيرا هر چه کوتاهتر باشد هزينه مخابره آن کمتراست . در تلگرام ابتدا آدرس دقيق گيرنده به صورت خلاصه ، اما کامل نوشته ميشود ، آنگاه عنوان يا نام مخاطب و سپس اصل مطلب به اختصار نوشته ميشود و در پايان ، نام نويسنده و امضاي وي خواهد آمد .
چون تاريخ اصل تلگرام را بر بالاي آن مينويسند ، نيازي نيست که ما تاريخ را در متن تلگرام بنويسيم و هزينه بيشتري صرف نماييم . به کار بردن علامتها سجاوندي نيز لزومي ندارد .
در تلگرام بايد آدرس خود را در پايين ورقه بنويسيم تا اگر به هر دليلي تلگرام به مقصد نرسد ،ماموران پست به ما خبر دهند .
2. تلفنگرام :
هرگاه بخواهند نامه اداري و رسمي ، بسيار زود برسد ، آن را عيناً با تلفن براي يکي از مسوولان اداره مقصد که معمولاً تلفنچي اداره است ميخوانند و او متن تلفن و شماره و تاريخ آن را به صورت نامه اداري روي کاغذ مخصوص اداره مي نويسد و در پايين آن نيز نام گوينده و گيرنده تلفن را ثبت ميکند . بنابراين تلفنگرام نوعي خاص از نامه نيست بلکه همان نامه رسمي است که تلفني به مقصد گفته ميشود .
3. تلکس :
از جهات کلي مانند تلگرام است ، يعني بايد کوتاه و خلاصه باشد تا هزينه زيادي نداشته باشد .
درتلکس عين کلمه ها را مانند ماشين تايپ با دستگاه مخصوص ماشين ميکنند و در شهر مقصد ، دستگاه گيرنده نيز عين کلمه ها را دوباره مينويسد .
نامه گويا ( وسيله براي بيان نظريات ، انديشه ها و عواطف )
اگر چه هر نامه اي گوياي مطلبي است که در دل جمله هاي آن جاي گرفته است ، اما منظور از نامه گويا نامه است که معمولاً براي شخص معيني نوشته نميشود . به عبارت ديگر ، قالب نامه براي اين گونه نوشته ها بهانه اي است که نويسنده بدين وسيله نظريات خويش را باز ميگويد .
اين نوع نامه ها با عنواني شبيه نامه هاي دوستانه يا خانوادگي آغاز ميشود ، آنگاه نويسنده پس از يک يا چند جمله گفتگوي خصوصي ،سخن را به موضوعي که در نظر دارد ميکشاند و تا پايان نامه همان مسير را ادامه ميدهد . ممکن است که نويسنده به يک يا چند جمله آخر نوشته خود رنگ و بويي خصوصي ببخشد و آن را به صورت نامه به پايان ببرد .
در هر حال ، اگر هم نويسنده با يک نفر گفتگو کند ، منظورش گفتگو با همه مردم اجتماع است .
وصيّت نامه رهبران ،دانشمندان ، شهدا و ساير مردم نيز نوعي نامه گوياست زيرا مخاطب آن بر خلاف نامه هاي معمولي ،يک نفر نيست و گاهي براي تمام مردم جامعه يا جهان نوشته ميشود .
نامه اينترنتي ( وسيله اي براي ارتباط سريع )
در دنياي صنعتي امروز و با روي کار آمدن کامپيوتر و خدمات نرم افزاري گسترده آن ، مفهوم ارتباطات و تبادل افکار به گونه اي ديگر شده است .
يکي از هزارها خدمتي که از اين طريق به چشم ميخورد پديده اينترنت است که با شبکه هاي گسترده خود باعث سهولت ارتباط بين مردم جهان گرديده است .
نمونه اين دستاورد ها نامه هاي اينترنتي است که بين :
1- دوست با دوست
2- استاد و شاگرد
3- موسسه با موسسه
4- مشتري با موسسه
5- دانشجو با دانشگاه
و … ميتواند رد و بدل شود معمولاً اين نامه ها بسيار خلاصه ، صريح ،و خالي از حواشي مهمل بوده ، صرفاً به منظور يا تبادل اطلاعات و خواسته ها صورت ميگيرد .
براي ارسال نامه هاي اينترنتي بايد آدرس دقيق مخاطب را در « سايت » يا منزلگاه بخصوص وارد نموده تا امکان ارتباط وجود داشته باشد . مثلاً :
نشاني پست الکترونيک : Int – 11i @ modares . dc . ir
منزلگاه الکترونيک : www . modares . ac . ir/11i
پيام کوتاه (sms) يا خرده نامه
همانند نامه اينترنتي ، پيام هاي کوتاه ( خرده نامه ) نيز دستاورد فن آنوري ارتباطات مدرن است .
همزمان با به کارگيري تلفن همراه در جهان سيستم استفاده هاي کارآمد از آن علاوه بر ارتباط صوتي ، مد نظر فن آوران قرار گرفت . اين توجه منجر به دستيابي آنان به استفاده نوشتاري از طريق تلفن همراه شد و به همين سبب امکان انتقال نوشته بدون بکارگيري ارتباط مستقيم و سيستم مدار بسته ، تنها از طريق آنتن ( البته در ايران ) و ماهواره در جهان ميسر گرديد .
قسمتي از خصوصيت اين خرده نامه ها به شرح زير است :
1. بسيار کوتاه و مختصرند .
2. نيازي به رعايت کامل سجاوندي در آنها نيست.
3. در برخي پيامها ميتوان از جمله هاي سمبليک يا قراردادي استفاده کرد.
4. امکان ارسال تصوير همراه خرده نامه وجود دارد .
و …
مواردي که در نوشتن نامه بايد رعايت کرد .
1. کاغذ نامه
کاغذي که براي نامه انتخاب ميشود بايد تميز ،متناسب با مقدار مطلب و از انواع خوب باشد . طبيعي است در نامه هايي که در سازمانهاي اداري نوشته مي شود ، کاغذ مخصوص و با اصطلاح مارکدار به کاربرده ميشود يعني کاغذي که نام و نشاني اداره مربوط بر بالاي آن چاپ شده باشد . اندازه هاي آن هم بسته به حجم مطالب نامه ، معمولاً 21*15 و يا حدود 30*21 است . براي نامه هاي رسمي که از طرف کسي به سازمانهاي رسمي نوشته شود و نيز براي نامه هاي خصوصي و دوستانه کاغذ نامه به اندازه 30*21 مناسب است ،اما براي نامه هاي دوستانه کوتاه ، اندازه ، 21*15 هم اشکالي ندارد . رنگ سفيد براي هر نوع کاغذ نامه مناسب است . براي دعوت يا تبريک ، از کاغذهاي نسبتاً کلفت با اندازه هاي کوچک استفاده ميشود .
استفاده از کارت پستال ، براي نامه دوستانه کوتاه اشکالي ندارد ، اما کارت پستال براي نامه هايي که مطالب خصوصي ، خانوادگي يا محرمانه دارد مناسب نيست زيرا آن را بدون پاکت مينويسند .
2. چگونگي پاکنويس
نامه هاي اداري بايد با خط خوانا و بدون قلم خوردگي نوشته شده باشد و در طرف راست کاغذ ،حدود سه سانتيمتر و در طرف چپ يک سانتيمتر حاشيه در نظر گرفته شود . در نامه هاي دوستانه نيز رعايت تميزي ، حاشيه گذاري و نوشتن با خط خوانا و غير شکسته لازم است .
استفاده از مداد براي نوشتن نامه ، درست نيست ، اما تايپ کردن نامه اشکالي ندارد ، بخصوص در نامه هاي رسمي که بهتر هم هست .
3. پرهيز از کلمات گفتاري
به کار بردن کلمه هاي ( عاميانه ) در نامه شايسته نيست . بعضي از مردم گمان ميکنند که نوشتن نامه به کلمه هاي گفتاري ، نشانه صميميت و محبت است ، در حالي که چنين نيست ، بلکه نشانه ناتواني نويسنده از نوشتن جمله ها و به کار بردن کلمه هاي درست است .
4. نوشتن نام و نشاني و تاريخ
نوشتن تاريخ نامه و نام و نشاني نويسنده در نامه لازم است . در ايران ، تاريخ نامه دوستانه را در سمت راست بالاي کاغذ مينويسند ، اما در نامه هاي اداري ، شماره و تاريخ نامه را در سمت چپ بالاي کاغذ ، ثبت ميکنند .
در بسياري از کشورهاي خارجي نويسندگان نامه ، نشاني و گاهي نام خود را بر طرف چپ بالاي نامه مينويسند اما در ايران ، شرکتها يا موسساتي خصوصي و دولتي و نيز بعضي از افراد ،عنوان شرکت و موسسه و يا نام خود را در سمت راست و يا ميانه بالاي کاغذ مينويسند يا چاپ مي کنند . نوشتن نام خود بر بالاي نامه واجب نيست ، اگر گيرنده نامه ، يکي از بستگان يا دوستان ما باشد ، مي توانيم نام خود را در پايين کاغذ پس از مطالب نامه بنويسيم و نامه را امضا کنيم . در نامه هاي اداري و رسمي ، نوشتن نام و نشاني کامل ، ضروري است تا اگر بخواهند به نامه ما پاسخ بدهند ، نشاني دقيق ما را داشته باشند .
5. طرز نوشتن پشت پاکت
طرز نوشتن نشاني در پشت پاکت چنين است که ابتدا نام شخص گيرنده ، بعد به ترتيب ، نام محله ،خيابان ، کوچه ،پلاک خانه ، نام مقصد و کد پستي را مي نويسند . نشاني فرستنده نيز به مانند گيرنده در محل مشخص شده ،نوشته مي شود . تمبر را بايد در سمت راست بالاي پاکت بچسبانيد .
اگر نامه سفارشي باشد ، بايد در قسمت بالاي پاکت ، کلمه سفارشي قيد شود .
در کشورهاي خارج نيز نوشتن نشاني گيرنده به اين ترتيب است که ابتدا نام شخص گيرنده ، بعد پلاک خانه و کد پستي ،نام يا شماره کوچه ، نام يا شماره خيابان و در پايان نام شهر و کشور را مي نويسند .
نامه هاي اداري
علت آنکه بخش نامه هاي اداري را قدري گسترده تر در نظر گرفتيم به دليل آن است که عمده مشکل نامه نگاري ها در کشور ما مربوط به همين مقوله است لذا بدون آنکه حرف ديگري بزنيم ميرويم سر اصل م طلب .